با نظر دادسراي جنايي تهران
پرونده كوهنورد گمشده بسته شد
پرونده كوهنورد جوان ايراني كه در پي صعود به قلهاي هشت هزار متري در پاكستان ناپديده شده است، در دادسراي جنايي تهران بسته شد.
به گزارش خبرنگار جنايي ما، سامان نعمتي – 27 ساله – در خرداد 87 در حالي كه همراه شش نفر از كوهنوردان باشگاه دماوند به قله 8125 متري «نانگاپاربات» كشور پاكستان رفته بود، در نزديكي قله و در ارتفاع 7600 متري بطور ناگهاني ناپديد شد.پس از دو ماه و زماني كه اعضاي گروه كوهنوردي به كشور بازگشتند، خانواده سامان در پي اطلاع از حادثه، پيگيري براي يافتن اطلاعات لازم درباره سرنوشت پسرشان را آغاز كردند اما وقتي به نتيجه نرسيدند، براي پيگيري قضايي به دادسراي جنايي تهران مراجعه كردند و از همراهان سامان شكايت كردند.اعضاي گروه كوهنوردي پس از حضور در شعبه دوم بازپرسي، گفتند: در مسير صعود به قله و در حالي كه 400 متر بيشتر به فتح قله نمانده بود، سامان كولهپشتياش را زمين گذاشت و به علت ناتواني در ادامه مسير، از همراهانش خواست به حركتشان ادامه دهند اما با مخالفت سرپرست تيم و سرپرست فني گروه، سامان قول داد به پائين قله بازگردد. با اين حال وقتي اعضاي گروه به قله صعودكردند و فرود آغاز شد، سامان را در فاصله 100 متري خود و در حال فرود ديدند اما با تاريك شدن هوا ديگر از سامان خبري نبود. پس از فرود اعضاي گروه و رسيدن به كمپ اصلي از آنجا كه سامان هنوز به جمع گروه ملحق نشده بود، يك چادر با تمام امكانات براي سامان قرار داده و بقيه به فرود ادامه دادند. از آنجا كه هوا نامساعد بود و امكان امدادرساني هم وجود نداشت، هليكوپتر امداد نيز نتوانست پرواز كند ولي در روزهاي بعد جستوجوها ادامه يافت اما هيچ ردي از كوهنورد جوان به دست نيامد.بدين ترتيب بازپرس اصغرزاده پس از بررسيهاي لازم و از آنجا كه قصوري متوجه اعضاي گروه كوهنوردي نبود، پرونده را مختومه اعلام كرد.بازپرس جنايي در اين باره به خبرنگار ما گفت: در حال حاضر سامان از نظر ما ناپديد شده و تا يافتن اطلاع دقيق از سرنوشت او، مرگ يا زنده بودن وي قابل تأييد نيست. با اين حال پس از انجام تحقيقات لازم و دريافت گزارشهاي رسمي از مراكز مورد نظر مشخص شد اعضاي گروه در اين رابطه مقصر نبودهاند و بدين ترتيب پرونده مختومه شد.
كلاهبرداري با يك تلفن
مرد شياد كه با شگردي عجيب از مغازهداران كلاهبرداري ميكرد با هوشياري صاحب يك سوپرماركت دستگير شد.
به گزارش خبرنگار ما، اواخر دي 87 صاحب مغازه خواربارفروشي با مراجعه به كلانتري 118 ستارخان از كلاهبرداري فرد ناشناسي پرده برداشت و گفت: صبح ديروز مردي كه خود را دكتر هوشنگ از همسايگان معرفي ميكرد با تلفن مغازهام تماس گرفت و محترمانه گفت: قرار است يك پيك موتوري برايش سيمكارت تلفن همراه بياورد. بنابراين از من خواست بسته را تحويل بگيرم و 150 هزار تومان نيز به راننده بدهم. از آنجا كه مطب دكتر از سالها قبل در همسايگي ما قرار دارد و شناخت نسبي از او داشتم با كمال ميل درخواستش را پذيرفتم. بنابراين حدود نيم ساعت بعد مرد جواني به عنوان پيك موتوري مراجعه كرد و بسته را تحويل داد و پس از دريافت پول رفت. تا شب منتظر دكتر ماندم اما وقتي خبري نشد ناچار خودم به مطب رفتم اما دكتر با شنيدن حرفهاي من متعجب شد و گفت كه او هرگز چنين درخواستي از من نكرده است. وقتي در بسته را باز كردم تازه متوجه شدم فريب خوردهام. پس از اين شكايت پرونده به دستور بازپرس شعبه سوم دادسراي ناحيه دو تهران براي رسيدگي در اختيار كارآگاهان پايگاه دوم پليس آگاهي قرار گرفت. در نخستين بررسيها مشخص شد شكايتهاي مشابه ديگري نيز در اين دادسرا مطرح شده است. بنابراين شناسايي و دستگيري كلاهبردار حرفهاي وارد مرحله تازهاي شد.در حالي كه تحقيقات و تجسسهاي پليسي ادامه داشت، صبح بيستم بهمن 87 صاحب يك سوپرماركت با كارآگاهان تماس گرفت و گفت: «دقايقي قبل مردي كه خود را مدير يك شركت بازرگاني – همسايه مغازه – معرفي كرد، تماس گرفت و تقاضا كرد در ازاي دريافت يك جعبه حاوي انگشتر طلا 200 هزار تومان به پيك موتوري بدهم.»كارآگاهان بلافاصله راهي محل مورد نظر شده و ساعتي بعد راننده پيك موتوري را به محض ورود به سوپرماركت دستگير كردند.مرد جوان بلافاصله تحت بازجويي قرار گرفت و ناچار لب به اعتراف گشود و گفت: از اواسط سال 87 سناريويي براي كسب درآمد آماده كردم. به همين خاطر پس از شناسايي مغازههايي كه در همسايگيشان مطب پزشكان يا شركتهاي تجاري قرار داشت نقشهام را عملي ميكردم. متهم تاكنون به
12 فقره سرقت با همين شيوه اعتراف كرده است.
با 1265 ميليارد تومان بدهي به دولت
پرونده 257 مجرم اقتصادي دانه درشت به د ادگاه رفت
68 پرونده مهم اقتصادي با 257 متهم پس از صدور قرار مجرميت و كيفرخواست براي رسيدگي به دادگاه فرستاده شد.
به گزارش خبرنگار ما، احمد قاسمي – سرپرست دادسراي امور اقتصادي – با اعلام اين مطلب درباره پروندههاي مفاسد اقتصادي كه سال گذشته رسيدگي شده است، گفت: بيشتر جرايم متهمان تحصيل مال نامشروع از اموال دولتي و اهمال منجر به تضييع اموال دولتي بوده است كه جمع كل اموال مطالبه شده دولت در اين پروندهها يك تريليون و 265 ميليارد و 366 ميليون و 660 هزار و 274 تومان است.وي در ادامه گفت: در سال گذشته براي 198 تن قرار تأمين مناسب و محكوميت كيفري صادر شده است كه در حال حاضر 109 نفر از محكومان در بازداشت به سر ميبرند. ضمناً 138 نفر از اين متهمان به مجازات زندان محكوم شدهاند كه 34 نفر نيز از خدمات دولتي منفصل شدهاند.وي بيشترين پرونده تخلفات بانكها را مربوط به مطالبات معوقه خواند و گفت: در اين پروندهها دريافتكنندگان تسهيلات با شيوههاي متقلبانه موفق شدند اعتباراتي از بانكها بگيرند. در سال گذشته 50 فقره پرونده مهم مربوط به مطالبات معوقه بانكها و تسهيلات بانكي در مجتمع قضايي امور اقتصادي مطرح بوده كه تعدادي از آنها با صدور كيفرخواست براي رسيدگي به دادگاه فرستاده شده است. قاسمي درباره جرايم مربوط به بورس كه در دادسراي امور اقتصادي رسيدگي شده است نيز گفت: مطابق ماده 32 قانون اجراي سياستهاي كلي اصل 44 قانون اساسي جرايم مربوط به بازار اوراق بهادار بايد در شعب تخصصي رسيدگي شود.
تقاضاي فرزندان مقتول از قضات دادگاه كيفري
برادرمان را قصاص كنيد
مرد 56 ساله كه به خاطر توهم و سوءظن پدر 80 سالهاش را با چكش به قتل رسانده بود، با حكم قضات دادگاه كيفري استان تهران به اعدام محكوم شد.
در آخرين جلسه محاكمه كه در شعبه 71 دادگاه كيفري به رياست قاضي «نورالله عزيزمحمدي» برگزار شد، ابتدا نماينده دادستان با قرائت كيفرخواست گفت: رضا – 60 ساله – متهم است 28 بهمن 84 پدر پيرش را در جريان مشاجرات شديد با ضربههاي متعدد چكش از پا درآورده است، از آنجا كه برادران متهم نيز تقاضاي قصاصش را دارند بنابراين خواستار صدور حكم مجازات قانوني متهم به اتهام قتل عمد هستم. سپس يكي از پسران مقتول به نمايندگي از برادرانش در جايگاه ايستاد و گفت: پدرم چند ماه قبل از فوت يكي از خانههايش را فروخت و 21 ميليون تومان از آن را به برادرمان «بهزاد» داد تا خانهاي رهن كند و ماشيني هم براي امرار معاش بخرد، بقيه پول را نيز در بانك گذاشت تا به خاطر كهولت سن با مادرمان راحتتر زندگي كنند، در اين ميان وقتي «رضا» - متهم – از موضوع مطلع شد، دائم از پدرمان پول ميخواست اما پدر به خاطر اعتياد وي، حاضر نبود كمكش كند چرا كه برادرمان از جواني معتاد بود و هزينه ازدواج، خريد خانه، زندگي و تحصيل فرزندانش نيز به دوش پدرمان بود. پدرمان نسبت به همه فرزندانش محبت داشت اما به «رضا» بيشتر از ديگران توجه ميكرد. به خاطر احترام به پدرمان، برادران ديگر هم به «رضا» كمك ميكردند تا اينكه شنيديم برادرمان در جريان درگيري، پدرمان را به قتل رسانده است، بنابراين خواستار قصاص – اعدام – او هستيم.«رضا» - عامل قتل – نيز در دفاع از خود گفت: پدر و برادرم «بهزاد» با همسرم همدست شده بودند تا زندگي مرا از هم بپاشند، به همين خاطر با پدرم درگيري داشتم اما هيچوقت نميخواستم كشته شود. اظهارات برادرانم نيز دروغ است چراكه من صاحب يك آموزشگاه هستم و نياز مالي ندارم كه به خاطرش مرتكب قتل پدرم شده باشم.به گزارش خبرنگار ما، قاضي عزيز محمدي و چهار قاضي مستشار – رحيمي، محمد كشكولي، بومي و مرادي – پس از شنيدن آخرين دفاعيات متهم وارد شور شده و به اتفاق آرا، وي را به قصاص محكوم كردند.
سارق حرفهاي دزد تربيت ميكرد
سارق حرفهاي كه مهارت خاصي در باز كردن در خودروها دارد، در قبال دريافت پول به چند جوان آموزش دزدي ميداد.
به گزارش خبرنگار جنايي ما، اواخر هفته گذشته مأمور انتظامات يكي از بيمارستانهاي تهران با مشاهده چند پسر جوان در حياط بيمارستان به آنها مشكوك شد. وي پس از نزديك شدن به آنها پسري را ديد كه با چنگال سرگرم باز كردن در خودرو بود. بدين ترتيب پسر سارق از سوي مأموران انتظامي دستگير شد.ميلاد
–27 ساله – ابتدا منكر سرقت بود اما كارآگاهان پس از بررسي سوابقش دريافتند او از سارقان سابقهدار لوازم داخل خودرو است كه مهارت خاصي هم در باز كردن در خودروها دارد.
متهم پس از انتقال به شعبه چهارم دادياري دادسراي جنايي از سوي قاضي «رضوانفر» تحت بازجويي قرار گرفت و با اعتراف به 300 فقره سرقت ضبط و پخش و لوازم داخل خودروها گفت: از 15 سالگي مرتكب سرقت شدم. در اين مدت با استفاده از چنگال و سنجاق سر ميتوانم در كمتر از چند ثانيه در خودروها را باز كنم. حتي چند تن از دوستانم با اصرار از من خواستند تا شگردم را به آنها نيز ياد بدهم.
بنابراين در مقابل دريافت پول، به آنها نيز آموزش ميدادم. روز حادثه نيز سرگرم كار بودم كه دستگير شدم.قاضي پرونده پس از شنيدن اظهارات متهم، وي را در اختيار كارآگاهان پليس قرار داد تا تحقيقات بيشتري دربارهاش صورت گيرد.